اى كاش هميشه اول مهر باشد!
به محض آن كه مدارس و دانشگاه ها تعطيل مى شوند و به قول معروف تابستان از راه مى رسد حدود ۲۰ ميليون دانش آموز و دانشجو به نوعى از درس و مدرسه فارغ مى شوند البته نه اين كه در شهر ها رفت و آمد نمى كنند بلكه نوع رفت و آمد آنها و استفاده از امكانات شهرى توسط آنها تغيير مى كند. حتى مى توان گفت در برخى موارد آمد و شد آنها نيز افزايش مى يابد ولى نمى دانيم چرا با نزديك تر شدن به اول مهر يعنى همين شهريورى كه در آن هستيم، بسيارى از مسئولان به نوعى كوشش مى كنند كه همه فعاليت هاى خود را معطوف به اول مهر ماه كنند. خبرهاى ترافيكى، سر و سامان دادن به خيابان ها، ايجاد نمايشگاه ها، اتمام برخى پروژه ها، آمادگى پرسنل سازمان ها و نهادها و … و موارد اين چنينى آنقدر زياد است كه انگار اول مهر نقطه عطفى است كه مى بايد بسيارى از كارها در اين زمان به سامان برسد. بعد از اين مقدمه پرسشى كه مطرح مى شود اين است كه چه مى شد ما و مسئولان فكر مى كرديم هميشه اول مهر است و هميشه با آمادگى كامل به مقابله با مشكلات مى رفتيم و هميشه فرصت ها را غنيمت مى شمارديم و با تمام ظرفيت ها و امكانات موجود وارد عرصه و ميدان كار مى شديم، با تمام توان سعى مى كرديم مشكلات را از سر راه برداريم و يا به نوعى در حل آنها تلاش مضاعف كنيم.
اى كاش هميشه اول مهر بود و ما به هر موضوع به مهربانى مى نگريستيم و مشكلات را هم با مهر و محبت حل مى كرديم. اى كاش هميشه اول مهر بود تا مسئولان امر با تلاش و سرعتى مضاعف و به صورت آماده باش به مشكلات مى پرداختند.
اى كاش هميشه اول مهر بود!