ی روز یه ....
یه روز یه ترکه...
یه روز یه ترکـــه میره جبهه، بعد از یه مدت فرمانده میشه، یه روز بهش میگن داداشت (حمید) شهید شده افتاده سمت عراقی ها اجازه بده بریم بیاریمش. ترکه میگه: «لازم نیست، بگذارید بماند. هر وقت جنازه بقیّه را رفتیم آوردیم، جنازه حمید را هم میآوریم، یا همه با هم یا هیچ کس». اون ترکـــه تا زنده بود جنگید و به داداش های شهیدش ملحق شد. اون ترکـــه کسی نبود جز مهدی باکری
یه روز دو ترکه، که اسم یکیش ستارخان (سردار ملی) بود، یکیش هم باقرخان (سالار ملی)؛ خیلی شجاع بودند، خیلی نترس؛ جونشون رو کف دستشون گذاشتن و سرباز راه مشروطیت و آزادی شدند، و برای ایران، برای من و تو، برای اینکه ما تو این مملکت آزاد زندگی کنیم، فداکاری کردند.
یه روز یه ترکـــه اولین عمل جراحی قلب و کلیه رو تو ایران می کنه، بعد مجله وارلیق رو منتشر می کنه، جایزه بهترین پزشکم دریافت می کنه. اون شخص کسی نیست جز پروفسور جواد هینت
یه روز یه ترکـــه پایه گذار منطق فازی در دنیا میشه، که مبنای علمی و اساس ساخت هوش مصنوعی و سیستم های کنترل پیشرفته امروز رو تشکیل میده، اسم اون ترکـــه دکتر لطفی زاده بوده.
یه روز یه ترکـــه که لهجه خیلی غلیط ترکی هم داشته سپر حرارتی ماه نشین آپولو ۱۱ رو طراحی میکنه تا نخستین انسان هایی که پا بر ماه گذاشتند در بازگشت به جو زمین خاکستر نشن. البته ماه نشین های بعدی هم از این سپر استفاده کردند، اون ترکه همون دکتراعتمادی دانشمند برجسته ایرانی در ناسا بوده.
یه روز یه ترکه که اسمش پروفسور رحیم رحمانزاده است پایه گذار جراحی مدرن ارتوپدی و تروماتیک ارتوپدی در سطح بینالمللی و رئیس مرکز بینالمللی جراحی مفاصل و استخوان برلین، است.
یه روز یه ترکه که اسمش پروفسور محمود آخوندی است، نخستین پروفسور حقوقی ایران است.
یه روز یه ترکه که از ریاضی دانان معاصر ایران بود، اسمش پروفسور محسن هشترودی بود.
یه روز یه ترکه اسمش علامه سید محمد حسین طباطبایی بود.
یه روز یه ترکه اسمش علامه امینی بود.
یه روز یه ترکه اسمش علامه محمدتقی جعفری بود.
یه روز یه ترکه که عارف بزرگی هم بوده اسمش سید علی قاضی تبریزی بود.
یه روز یه ترکه که از شاعران بزرگ ایرانی است، اسمش سید محمد حسین بهجت تبریزی (شهریار) بود.
یه روز یه ترکه که شاعر بزرگی بود اسمش پروین اعتصامیه.
یه روز یه ترکه...
و یه روز ترکهای زیادی بودند که حالا به رحمت خدا رفتند اما برای ایران افتخار بودند و هستند و خواهند بود و ترکهای زیادی هستند که بین ما زندگی می کنند که افتخار ایران و ایرانی اند. اگه بخوایم اسم همشون رو بیاریم و در موردشون شرح بدیم کتاب چند جلدی باید در موردشون بنویسیم.
یه روز یه رشتیه با گویش کاملا رشتی که زمانی رییس دانشگاه ملی ایران (بهشتی) بود، پایه گذار دانشگاه صنعتی آریامهر (شریف) میشه ولی عشقی عجیب به تربیت فرزندان ایران دلیل همیشگی اون برای حضورش در دبیرستان البرز بود، اون رشتیه نخستین دکترای ریاضی ایران یعنی دکتر محمدعلی مجتهدی بوده.
یه روز یه رشتیه اسمش میرزا کوچک خان جنگلی بود، برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلق شاه تلاش کرد، برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛ اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد.
یه روز یه لره اسمش کریم خان زند بود، مؤسس سلسله زندیه؛ ساده زیست، نیک سیرت و عدالت پرور بود و تا ممکن می شد از شدت عمل احتراز می کرد.
يه روز يه لُره ميره جبهه، ميفرستنش غرب جلوي عراقي ها بجنگه، بعد يه مدّت فرمانده ميشه، ميره بين مردم محروم کُردستان، با همکاري مردم کُردستان سازمان پيش مرگان کرد مسلمان رو تاسيس ميکنه. کُردها اونقدر دوسش دارن که اسمشو ميزارن مسيح کردستان...(شهيد بروجردي)
يه روز يه لُره اسمش آيت الله العظمي بروجردي بود.
یه روز یه قزوینییه اسمش علامه دهخدا بود؛ از لحاظ اخلاقی بسیار منحصر بفرد بود و دیوان پارسی بسیار خوبی برای ما بر جا نهاد.
يه روز يه قزوينيه اسمش محمد علي رجايي بود، معلم بود و قبلش دستفروشي مي کرد بعد شد رييس جمهور مکتبي و مردمي و ساده زيست ايران که منافقاي کوردل نتونستند تحملش کنند و به آرزوش يعني شهادت رسوندنش. هنوز هم نام رجايي زنده است.
يه روز يه قزوينيه اسمش عباس بابايي بود. مدرک خلبانيشو تو آمريکا گرفت. تو همون پادگاني که اتاقش مشرف به اتاق زنها بود و درخواست داد تا عوضش کنند. شبها براي اينکه شيطان رو از خودش دور کند تو محوطه پايگاه مي دويد! خلبان به يادماندني بود که روز عيد قربان به قربانگاه معبود رفت و خاطرات زندگيش سراسر درس زندگي به ما ميده.
يه روز يه اصفهانيه اسمش حسين خرازي بود، وقتي عراقي ها به کشور حمله کردند، جانش را برداشت و با خودش برد دم توپ و گلوله و خمپاره. کارش شد دفاع از مردم سرزمينش، از ناموس شان و از دين شان. آنقدر جنگيد و جنگيد تا در يکي از روزهاي آن جنگ بزرگ، خونش بر زمين ريخت و خودش به آسمان رفت.
و یه روز یه ترکه و یه روز یه رشتی و یه روز یه قزوینی و یه روز یه لر و یه روز ما همه با هم بودیم...، ترک و لر و رشتی و اصفهانی و ... تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند و قفل دوستی ما رو شکستند... ؛ حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم، به همدیگه می خندیم!!! و اینجوری شادیم.
ایران با تمام اقوامش زیباست.